جنگ تحمیلی سوم(اسفند 1404- فروردین 1405) را میتوان در چارچوب تحولات نوین در مطالعات جنگ و امنیت، بهعنوان نمونهای شاخص از «جنگهای ترکیبیِ پیشرفته» و تجلی عینی گذار از الگوهای کلاسیک منازعه به الگوهای چندبعدی و شبکهمحور تحلیل کرد. در این نوع جنگها، تمایز سنتی میان «میدان نبرد» و «فضای ادراک» بهطور بنیادین دگرگون شده و سطوح مختلف درگیری از نظامی و امنیتی گرفته تا شناختی، رسانهای، سایبری و اقتصادی درهمتنیده و همافزا عمل میکنند. به بیان دیگر، جنگ دیگر صرفاً در جغرافیای فیزیکی رخ نمیدهد، بلکه در «فضای ادراکی» و «زیستبوم اطلاعاتی» نیز بهطور همزمان جریان دارد؛ جایی که ادراکات، روایتها و محاسبات تصمیمگیران به اندازه توان نظامی تعیینکننده میشوند.