همبستگی ملی و اجتماعی، یکی از بنیادیترین مؤلفههای قدرت کشورها در مواجهه با بحرانهای بزرگ، بهویژه جنگ، محسوب میشود. در علوم سیاسی، جامعهشناسی سیاسی و مطالعات امنیت ملی، انسجام اجتماعی نه صرفاً یک ویژگی فرهنگی، بلکه نوعی «سرمایه راهبردی» تلقی میشود که میتواند در شرایط بحران، بقای سیاسی، ثبات اجتماعی و توان مقاومت یک کشور را در شرایط مختلف تضمین کند. هرگاه میان اقشار مختلف جامعه، نخبگان، جریانهای سیاسی، گروههای فرهنگی، قومی و مذهبی و نیز میان دولت و ملت نوعی وفاق و همگرایی شکل گیرد، ظرفیت کشور برای عبور از بحرانها بهطور چشمگیری افزایش مییابد. در چنین وضعیتی، جامعه نهتنها توان مقابله با تهدیدات بیرونی را پیدا میکند، بلکه از درون نیز در برابر فروپاشی روانی، آشفتگی اجتماعی و گسترش بیثباتی مصون میماند و بهتر می تواند در حل مسایل، منسجم عمل نماید.