مقدمه
جنگ تحمیلی سوم، بهعنوان یکی از پیچیدهترین و چندلایهترین منازعات معاصر، با تجاوز غیرقانونی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد. طراحان این جنگ با برآوردی خوشبینانه و سادهانگارانه، گمان میکردند که میتوانند در بازهای کوتاه و با هزینهای محدود، اهداف راهبردی خود را محقق سازند. در این چارچوب، سناریوهایی نظیر تغییر نظام سیاسی، تضعیف ساختار حاکمیتی و حتی تجزیه سرزمینی ایران در محافل تصمیمسازی و رسانهای آنان مطرح و پیگیری شد.
با آغاز عملیات نظامی و برخلاف این برآوردها، روند تحولات میدانی بهسرعت دچار دگرگونی شد. ایستادگی نیروهای مسلح و بسیج ظرفیتهای مردمی در کنار اتخاذ سیاستهای دفاعی قاطع از سوی جمهوری اسلامی ایران، موازنه جنگ را تغییر داد و معادلات اولیه متجاوزان را با چالشهای جدی مواجه ساخت. در نتیجه، جنگی که قرار بود کوتاه، محدود و تعیینکننده باشد، به یک منازعه فرسایشی با ابعاد منطقهای و پیامدهای بینالمللی تبدیل شد.