از گذشته های دور، بدون آنکه دیپلماسی بهمعنای امروزی در بین جوامع رایج گردد، عالمان و دانشمندان به صورت شخصی و با صرف هزینه های زیاد برای کسب دانش و علم از نقاط دیگر جهان اقدام میکردند. بنابراین می توان گفت که این پدیده ای جهانی است که به مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود و دانشمندان همواره محل تعامل ملت ها و فرهنگ ها بوده اند و دانش آنها نیز همواره مرزها را پشت سر گذاشته
اما امروزه، همان طور که ارتباطات کشورها در قالب دیپلماتیک چارچوبهای متنوعی پیدا کرده است، ارتباطات علمی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و موجب ایجاد سطحی از دیپلماسی جهان شده، امروز دیپلماسی علمی نقش موثری در پیوند ملت ها و دولت ها دارند.
همان طور که دیپلماسی تلاشی است برای حفظ منافع دولت ها و ملت ها در عرصه بینالملل، به همین سیاق دیپلماسی علمی نیز تلاش می کند در جهان امروز با برقراری همکاری های علمی بین المللی سهم ملت ها را از تولید علم و بهره گیری از منافع آن حفظ نماید، چرا که امروزه دیگر دانش یک امر فردی نیست، بلکه یکی از منابع مهم قدرت و تولید ثروت محسوب میشود. بدین خاطر در سند توسعه کشور، دیپلماسی علمی و فناوری کشور تعاملات و ارتباطات با دولت ها، موسسات، متخصصان و مردم از طریق به کارگیری ساز و کار دیپلماسی جهت ایجاد فرصت هایی برای توسعه تعاملات کشور و همچنین استفاده از این ظرفیت برای پیشبرد اهداف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور تعریف کرد.
آنچه امروزه در دیپلماسی علمی به عنوان یک تحول جدی دیده میشود، این است که خود علم، راه های توسعه دیپلماسی رسمی و غیررسمی علمی را بین کشورها و بین دانشمندان تسهیل کرده است.
توسعه ابزارهای ارتباطی امکان تشکیل کلاس های مجازی و تاسیس دانشگاه های مجازی، مراودات علمی کشور ها را بسیار توسعه داده است. این عامل در کنار توجه قالب کشورها به اعطای فرصت های تحقیقاتی به اساتید دانشگاهها در کشورهای دیگر و حجم زیاد دانشجویان مهاجر و خارجی در کشورهای مختلف، نشان می دهد که دیپلماسی علمی به صورت عمومی در جریان است و به عنوان مثال می توان اشاره کرد که در حال حاضر نزدیک به دو میلیون دانشجوی چینی در خارج از کشورشان در حال تحصیل هستند.
اما وقتی که صحبت از دیپلماسی می شود، یعنی حضور دولتها در روابط علمی بین خود و دیگران، لذا در چنین شرایطی دیپلماسی علمی تابعی از سیاستگذاریها می شود که نتیجه آن بررسی نیازهای کشورها و انتخاب آگاهانه برای نوع ارتباط و توسعه آن با کشورهای مختلف است تا ضمن داد و ستد علمی، بتوان منافع کشور را به نحو احسن تأمین کرد، چرا که امروزه علم تبدیل به مهمترین مولفه کسب ثروت و قدرت شده است و قدرت های آینده جهان را کسانی خواهند ساخت که آن را کنترل میکنند. علم، به منزله شکل پیشرفته ای از دانش، امتیازات قدرت نرم را در اقتصاد دانش بنیان جهانی در حال ظهور به رسمیت شناخته است. بنابراین همه کشورها به دیپلماسی علمی به عنوان یک پدیده مهم برای پیشبرد منافع ملی نگاه میکنند، اگرچه روش های مختلفی را در حوزه علم و دانش در پیش گرفتهاند.
و اما نکته پایانی اینکه، بهره گیری از دانش و تجربیات دیگران در عرصه ارتباطات که با پیچیده شدن مناسبات، بشر با مشکلات پیچیده و مشترکی روبرو است، یک نیاز و ضرورت است.
انسان ها فارغ از سکونتگاه جغرافیایی و هویت سیاسی خود، با مشکلات مشترک مواجه هستند. در همه جای دنیا بلایای طبیعی از قبیل سیل، زلزله و … جان انسان ها را تهدید می کند و اخیراً نیز تجربه جدیدی از یک مشکل جهانی به نام کروناویروس تمامی کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داد. این امر نشان میدهد که مشکلات مشترک جهانی نیازمند همکاری های جهانی هستند و هیچ کشوری به تنهایی نمیتواند از پس حل مشکلات خود برآید، بلکه سرنوشت همه انسان ها به همدیگر مرتبط است، لذا حل آنها نیز نیازمند یک تلاش جهانی است و این نشان می دهد که نیاز به ارتباطات علمی و توسعه آن یک ضرورت برای بقای حیات انسانی در کره زمین است.
در ضمن لازم می دانم نکته ای را اضافه کنم، اگر خاطرتان باشد مقام معظم رهبری مدتی پیش چرخش نگاه از غرب به شرق را به کارگزاران و نخبگان توصیه کردند. به نظرم یکی از مهمترین روش ها که می توان در این زمینه پیشنهاد کرد، توسعه دیپلماسی علمی و فرهنگی با شرق است و نخبگان و دانشگاه ها می توانند پرچم دار این جنبش فرهنگی باشند.
ایران با ظرفیت های خوب علمی و فرهنگی می تواند در این زمینه بسیار موفق عمل کند.