حکومت اسلامی در منظومه اندیشه سیاسی اسلام، نه صرفاً یک تجربه تاریخی، بلکه یک الگوی نظری برای حکمرانی مبتنی بر عقلانیت، عدالت و حکمتمحوری است. در این چارچوب، حکمت به معنای «ادراک عمیق نسبت به واقعیتهای انسانی، اجتماعی و هستیشناختی» و توانایی تبدیل این ادراک به تصمیمات عادلانه و کارآمد در عرصه حکمرانی است. در واقع، حکمت در اندیشه سیاسی اسلام، پیوندی میان «دانش»، «ارزش» و «کنش حکمرانی» برقرار میکند و مانع از تقلیل حکمرانی و سیاست به قدرتمحوری صرف یا تکنوکراسی بیریشه ارزشی میشود.