نیوزویک؛ جهان درگیر موج بی‌سابقه‌ای از جنگ‌ها و منازعات است

 

اگر هنگام رصد اخبار و شبکه‌های اجتماعی احساس می‌کنید میزان درگیری، خون‌ریزی و خشونت در سراسر جهان در مقایسه با گذشته به‌طور چشمگیری افزایش یافته است، این برداشت بی‌پایه نیست. از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ تاکنون، جامعه بین‌المللی با چنین حجم گسترده‌ای از نبردهای مسلحانه هم‌زمان در نقاط مختلف جهان روبه‌رو نبوده است؛ وضعیتی هولناک که از بازتعریف توازن قدرت میان ابرقدرت‌ها، بین‌المللی‌شدن جنگ‌های داخلی، تضعیف و تجزیه دولت‌های ضعیف، ارزان‌تر و در دسترس‌تر شدن تسلیحات به کمک پهپادها و هوش مصنوعی و نیز تبدیل سیاست داخلی به نبردی هویتی و موجودیتی ناشی می‌شود.

نشریه نیوزویک نوشت که بر اساس آمارهای «برنامه داده‌های منازعات اوپسالا»، تنها در سال گذشته ۶۵ جنگ مسلحانه بزرگ ثبت شده است که در هشت مورد از آن‌ها، ارتش‌های رسمی کشورها مستقیماً با یکدیگر وارد نبرد شده‌اند.

با پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، جنگی که ده‌ها میلیون کشته، ویرانی شهرهای بزرگ و فروپاشی اقتصادها را به‌جا گذاشت، ساختارهایی مانند سازمان ملل متحد، پیمان‌های نظامی و سازوکارهای همگرایی اقتصادی شکل گرفتند تا اختلاف‌ها پیش از آنکه به تبادل آتش بینجامند، حل‌وفصل شوند. اگرچه جنگ‌ها کاملاً متوقف نشدند، نبردهای مستقیم میان قدرت‌های بزرگ تا حد زیادی کاهش یافت و این تصور در غرب شکل گرفت که بشریت در حال فاصله گرفتن از خشونت و توحش است. اکنون این تصور رنگ باخته است. نیوزویک پنج متغیر کلیدی را در توضیح گسترش منازعات از اوکراین و نوار غزه تا اتیوپی و میانمار برجسته می‌کند.

۱. دگرگونی نظم جهانی و فرسایش ابزارهای مهار بین‌المللی

بر اساس داده‌های مؤسسه تحقیقات صلح اسلو (PRIO)، در سال ۲۰۲۳ تنها دو منازعه مستقیم میان‌دولتی فعال بود؛ اما این رقم در سال ۲۰۲۵ به هشت مورد رسید که بالاترین میزان از سال ۱۹۴۶ به شمار می‌رود.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، ایالات متحده در دوره‌ای تک‌قطبی از نفوذ نظامی و اقتصادی کم‌نظیری برخوردار شد. این وضعیت، اگرچه جهان را امن نکرد، فضای مانور قدرت‌های منطقه‌ای برای تعرض به مرزهای همسایگان را به‌شدت محدود می‌کرد؛ زیرا متجاوزان حامیان بین‌المللی چندانی برای تأمین پوشش دیپلماتیک یا تسلیحاتی خود نمی‌یافتند.

اکنون آن نظم یکپارچه فروپاشیده است. به نوشته نیوزویک، ایالات متحده در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ آشکارا از ایفای نقش «ژاندارم جهان» عقب‌نشینی می‌کند تا نفوذ خود را در نیم‌کره غربی تثبیت کند؛ روسیه با جنگ در اوکراین نظم امنیتی اروپا را به چالش کشیده و چین، به‌عنوان دومین قدرت بزرگ اقتصادی جهان، قطبی جایگزین ارائه می‌دهد. در همین حال، سازمان ملل متحد نیز زیر فشار رقابت‌ها در شورای امنیت با بن‌بست روبه‌رو شده است؛ به‌گونه‌ای که از سال ۲۰۱۴ هیچ مأموریت جدید صلح‌بانی تصویب نشده است.

۲. بین‌المللی‌شدن جنگ‌های محلی و تهدید شریان‌های بازرگانی

رقابت میان قدرت‌های فرامنطقه‌ای باعث شده است جنگ‌های محلی نیز ماهیتی بین‌المللی پیدا کنند.

یمن نمونه‌ای برجسته از این تحول است؛ کشوری که درگیری داخلی آن به عرصه‌ای برای رقابت بازیگران خارجی تبدیل شده است. جنبش انصارالله با تکیه بر امکان مختل‌کردن کشتیرانی در تنگه باب‌المندب، ضرباتی پرهزینه به ناوگان‌های آمریکا و بریتانیا وارد کرده و اکنون، بنا بر روایت متن، شریان‌های انرژی عربستان را نیز هدف می‌گیرد. به این ترتیب، منازعه‌ای محلی به بحران امنیت کشتیرانی و زنجیره جهانی عرضه نفت پیوند می‌خورد و با نگرانی‌ها درباره تنگه هرمز گره می‌خورد.

۳. تضعیف دولت‌های شکننده و گسترش کانون‌های منازعه

بر اساس شاخص جهانی صلح، از سال ۲۰۱۰ میزان جنگ‌های داخلی بین‌المللی‌شده ۱۷۵ درصد افزایش یافته است. افزون بر این، فرسایش حاکمیت ملی به تضعیف و تجزیه کشورهای شکننده دامن زده است. در حال حاضر، ۶۵ جنگ ثبت‌شده جهان تنها در جغرافیای ۳۵ کشور متمرکز است؛ برای نمونه، میانمار هم‌زمان با پنج نبرد داخلی روبه‌روست. در آفریقا نیز، از کنگو و سودان تا اتیوپی، سومالی، نیجریه، مالی و بورکینافاسو، ارتش‌های دولتی درگیر مقابله با ده‌ها گروه شبه‌نظامی، شورشی و کارتل مسلح هستند.

۴. تسلیحات ارزان و انقلاب پهپادی؛ گسترش توان جنگ‌افروزی

فناوری نظامی، اجرای حملات را در مقایسه با گذشته بسیار ارزان‌تر و آسان‌تر کرده است.

حملاتی که پیش‌تر به جنگنده‌هایی چند ده میلیون دلاری یا موشک‌های فوق‌پیشرفته نیاز داشتند، اکنون ممکن است با پهپادهای تجاری دست‌ساز و مواد منفجره ساده و به دست گروهی کوچک از نیروهای شبه‌نظامی انجام شوند. در متن نیوزویک آمده است که این تحول به افزایش چشمگیر ۱۱ هزار و ۵۴۰ درصدی حملات پهپادی میان سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ انجامیده است.

ورود هوش مصنوعی و رمزارزها نیز موانع را کاهش داده است. به نوشته این گزارش، آزمایشگاه هوش مصنوعی انتروپیک اخیراً اعلام کرده است که کاربران در یمن از سامانه هوش مصنوعی کلود برای نوشتن کدهای هدایت و ناوبری راکت‌ها و موشک‌های بالستیک استفاده کرده‌اند. همچنین، بر اساس گزارش‌های تخصصی مورد اشاره در متن، گروه‌های مقاومت منطقه‌ای از بسترهای بلاک‌چین برای تأمین مالی خارج از نظارت شبکه بانکی بهره می‌برند.

در کنار این تحولات فناورانه، تبدیل سیاست به مسئله‌ای «وجودی» و گره‌خوردن قدرت به شکاف‌های قومی، نژادی و مذهبی، امکان مصالحه را کاهش داده است. در اتیوپی، تنش‌های قدرت میان اقوام تیگرای، اورومو و امهارا به جنگی دو ساله انجامید که بنا بر متن، بیش از ۶۰۰ هزار کشته بر جای گذاشت. اکنون نیز با نقض آتش‌بس، خشونت بار دیگر شعله‌ور شده است؛ زیرا در چنین شرایطی، شکست سیاسی ممکن است به‌منزله تهدیدی علیه بقا و هویت یک گروه تعبیر شود.

۵. مرگبارشدن سیاست هویتی و دشوارترشدن مصالحه

در مجموع، روایت نیوزویک از گسترش منازعات جهانی بر برهم‌خوردن توازن قدرت، ناتوانی نهادهای بین‌المللی در مهار بحران‌ها، سرایت جنگ‌های محلی به رقابت‌های فرامنطقه‌ای، دسترس‌پذیرترشدن فناوری‌های نظامی و تشدید شکاف‌های هویتی تأکید دارد. این عوامل در کنار یکدیگر، حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها را دشوارتر کرده و دامنه پیامدهای جنگ را از مرزهای کشورها به مسیرهای بازرگانی و زنجیره‌های تأمین جهانی گسترش می‌دهند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *